Thursday, March 29, 2007
سال نو مبارک
زکوي دوست مي آيد نسيم باد نوروزي
از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي
زجام گل دگر بلبل چنان مست مي لعل است
که زد بر چرخ فيروزه صفير بخت فيروزي
Wednesday, March 28, 2007
من که نفهمیدم این وبلاگ چه مرضی داره
شایدم مسخره بازیش واسه این باشه که از وژن قدیمی بلاگ اسپاته
حالا ببینم چی می شه
از بزرگان اینترنت باید پرسید
Sunday, November 05, 2006
خيلي خوشحالم كه بعد از مدت ها خبري از رضا پروين به دستم رسيد البته نه بصورت دو طرفه بلكه
بصورت يك طرفه و يه آدرس وبلاگ برام گذاشت كه به هيچ عنوان نميشه بهش يه پيام يا كامنت فرستاد
اميدوارم كه دوباره گذرش به اين وبلاگ بخوره و يه لينك درست حسابي برام بذار ه تا بتونم باهاش تماس
بگيرم اين چند روزي همش درگير كار كار كار كار كار ديگه كلافه كرد منو اين كار هي ميخوام يه وقت درست
حسابي گير بيارم بنويسم نميشه البته به همين زوديا يهو چند تا مطلب خوب مبذارم اين جا و حق مطلب رو ادا مي كنم
و تلافي ميكنم كم كاريموتا ديدار بعد...
بصورت يك طرفه و يه آدرس وبلاگ برام گذاشت كه به هيچ عنوان نميشه بهش يه پيام يا كامنت فرستاد
اميدوارم كه دوباره گذرش به اين وبلاگ بخوره و يه لينك درست حسابي برام بذار ه تا بتونم باهاش تماس
بگيرم اين چند روزي همش درگير كار كار كار كار كار ديگه كلافه كرد منو اين كار هي ميخوام يه وقت درست
حسابي گير بيارم بنويسم نميشه البته به همين زوديا يهو چند تا مطلب خوب مبذارم اين جا و حق مطلب رو ادا مي كنم
و تلافي ميكنم كم كاريموتا ديدار بعد...
Wednesday, October 18, 2006
سلام
خوشحالم که به هر ترتیب بود یک وبلاگ برای خودم بسازم و گفتنیها را هرچند کم، کوتاه، کم بضاعت، ساده و... اما با جدیت در این صفحه قرار دهم.
بی شک خواهید گفت که چرا مثلث پیر؟
تنها دلیلش تنها شعریست که با آن شاعری و سرودن در من پایان یافت ودیگر باز نگشت نامش را مثلث پیر گذاشتم و اگر علاقه به شعر داشته باشید در همین پائین آنرا گذاشتم و میتوانید بخوانید باز هم هرچند کوچک و حدیثی نفسانی بود اما آنرا به نسل سومی ها تقدیم کردم ، نسلی که دیگر روی انقلاب ، جنگ ، و سختیها و زشتیهای آنرا نخواهند دید، نسلی که اهل فکر و فلسفه و دانش است و جنگ را انتخاب نمی کند، نسلی که اهل دوست داشتن و هنر و شادی است ، نسلی که با غم و اندوه غریب است، نسلی که حتی نمی خواهد تابع تابوهای یک نسل پیش از خود باشد، نسلی که میگوید و میشنود و دلیل میخواهد و به پاس آنکه فلان کس فلان مقام یا منزلت را داراست سر تعظیم بر کلام ان فلان فرود نمی آورد واین آرزوی من است روزی فرا رسد که هیچ کس تا دلیل پشت چیزی نبود هرگز آنرا نپذیرد و ایکاش این روز دور نباشد.
مثلث پیر
غزل شکسته ام از انحنای این دیوار
من آن مثلث پیرم درخت و طقل و فرار
به نام زندگی از ارتفاع درک زمان
سقوط کرده ام اما بر این درخت انار
اگر چه من گره ای از وجود نگشودم
ترنم نفست را به طعم من بسپار
برغم ثانیه ها- دومین هجا که گذست-
گذر گذر نه! دمادم نشسته ام به قمار
مگر غبور_چه میدانم- اندکی تقدیر
بریزد از نفس دوره گرد این بازار
تمام حادثه را از برم،بپرس و ببین!
من از "نهایت ابهام" آمدم این بار
دراین غروب که میریزد از گریبانم
به انتظار لباس سپیده ام مگذار
اگر یواشتر از خش خش خیال تو نیز
تنوره میکشم و میروم عجیب مدار
که این نشان همان غربتی که می گفتم:
نمی شناسمت و بگذرانم و بگذار
****
درخت را بنگر کز تمام میوه و برگ
دریغ ریشه فقط دارد از عبور بهار
و من همیشه همین بوده ام درخت و دریغ
بچین و
نوش کن و
بعد....
بگذر از دیوار